در ذهنم ماه
های سال هر کدام یک رنگی دارند... مثلا اسفند و فروردین سبز و زلالند... اردیبهشت
رنگ بهشت است، دنیای رنگ، صورتی، زرد، بنفش، سبز و قرمز...
خرداد تا مهر نارنجی و گرم است...
خلاصه که بیشترشان رنگ های شاد و دلپذیر دارند ...
اما...
آبان و آذر و دی سیاهه سیاهند... دودی و شلوغ و
پر ترافیک و پر غصه..
.
هر سال آبان که میشود ، غم عالم روی دلم مینشیند که چطور 4-3 ماهِ پیش رو شب های بلند، سرد و تاریک را بگذرانم...
واقعا دلم
میگیرد...
مخصوصا دم غروب ها دمق هستم ... بهانه میگیرم و با کوچکترین تحریک میزنم زیر گریه...
...
سالهای قبل با بافتنی و فیلم و آشپزی و ... بالاخره یک جوری میگذراندم ...
امسال اما ...
وای که چه بد گذشت به من ... چه بد...
حال جسمی و روحی که هر دو خراب بود، پاییز و زمستان هم تشدیدش میکرد...
خدا رو شکر که
دارد تمام میشود...
از ماه بهمن که تغییر در طول روز حس میشود، روحیه ام بهتر و بهتر میشود کم کم...
از محل کار که بیرون می آیم تا غروب یک ساعت مانده و چه نعمت بزرگیست که تا ساعت 6 عصر هوا روشن است...
بی صبرانه منتظر بادها و باران های اسفند و فروردین هستم...
همان ها که انگار دنیا را میشویند و زلال میکنند...
این روزها بارها خدا را شکر کرده ام بابت حالت تهوعم که کمتر شده...
کم کم دارم به
کارهای عید و فراهم کردن مقدمات عضو جدید خانه فکر میکنم...
میدانم هنوز هیچ اثری از بهار نیست ولی من پرونده زمستان را در دلم بسته ام...
اسفند هم چیزی
کم از خود بهار ندارد، بلکه دوست داشتنی
تر است...
امیدوارم برای همه دوستان و عزیزانم روزهای خوبی رقم بخورد...
ولی در ذهن من اذر زرد و نارجیه. ببین نارگیا رو ببین نارنجیا رو...
اخ گفتم نارنگی. چقد که من نارنگی دوس دارم و نیس. هعی
بگذریم چی میخواستم بگم چی شد. حیف این زرد و نارنجیا نیس؟؟
باز سلیقه خودته ها اینجوری دوس داری اشکال نداره
نارنگی هست که... یه چرخ بزن پیدا میکنی... الان فصلشه
من فکرخودتون گرفتین

بله.مابهش میگیم؛گل پروانه..
نه من به عکاسی علاقه دارم ولی الان چند ماهی هست که نشده انجام بدم ...
چه جالب...
منم اسفندرو بیشتر از فروردین دوست دارم. هیجان قبل از عید از خوده عید قشنگتره
از روزای کوتاه زمستون هم بدم نمیومد چون کلی وقت داشتیم با همسرم خونه پیشه هم باشیم ولی خوب روشنایی بهار و تابستان و بیرون رفتن و قدم زدن رو ترجیح میدم.
فراهم کردن مقدمات عضو جدید خانه رو عشقه. کم کم باید واسه نی نی گولوجان وسیله بخرین و باهاشون عشق کنین
اسفند یه چیز دیگه اس... واقعا از خود عید قشنگ تره
چه خوب که از شب های بلند لذت میبری آبگینه جان. من این هنر رو ندارم. روحیه ام خراب میشه تو پاییز و زمستون.
بله کم کم دیگه باید شروع کنیم
واوووو چه تصویری از گل پروانه گرفتین




چه قطره هاییی
(شماونی نی ناز تو دل تون
:)



سبحان الله به این زیبایی...
گل پروانه ی عزیزم
دست شمادرد نکنهههه
ان شاءالله به سلامتی و میمنت مقدمات هبوت نی نی فراهم بشود ودر آغوش بکشیدش و ببوییدش و...
خدایا شکرت
البته این عکسو من خودم نگرفتم باران جان. از نت برداشتم
ممنون از دعای قشنگت
ما به این گل ها میگیم بنفشه. اسمش گل پروانه هست؟
انشاله